امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
سالن آرایشگاه های زنانه
سالن آرایشگاه های زنانه | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن آرایشگاه های زنانه را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن آرایشگاه های زنانه را برای شما فراهم کنیم.
12 دسامبر 2025
سالن آرایشگاه های زنانه خود فکر کرد: «نباید بگذارم از کشف من مطلع شود.» خانم آدامز (که پلاکارد را نخوانده بود) با آن جوان طوری رفتار کرد که انگار یکی از نگهبانان جنگل است و اعتماد کامل خود را به او نشان داد. او ماهرانه در رنگ مو تهیه صبحانه به او سالن آرایش در تهران کمک کرد و وقتی آلیس او را به داخل کلبه دعوت کرد، با کمال میل و تقریباً مشتاقانه آمد، اما با کمی تردید به تخت آلیس نزدیک شد و نگاهش نرمتر و صدایش ملایمتر شد و گفت: «خب، امروز صبح چطور از پسش بر میای؟» «خیلی بهترم، ممنون.» «حتماً یه شوک بوده – دیشب که اومدم اینجا، اونجوری؟» «فکر کنم این «تکان» دو طرفه بود.
سالن زیبایی : به نظر متعجب میرسیدی.» دوباره لبخند زد، لبخندی کمرنگ و آرایشگاه سریع و نیمهلبخندی زد. «متعجب! اسمش این نیست. برای یک لحظه فکر کردم از ماجرا بیخبر ماندهام. امیدوارم به خاطرش ناراحت سالن زیبایی نشده باشی.» «اوه نه، متشکرم.» «چند مرد در گروه شما هستند؟» «شش، با احتساب راهنماها.» «آن مردان چه کسانی هستند؟» او اسم آنها را گفت و او در حالی که چشمانش به صورت او دوخته شده بود، با نگاهی تیره به فکر فرو رفت. «فکر کنم بیصبرانه منتظرم که با آنها آشنا شوم. امروز دارم به سمت رودخانه گرین میروم. متاسفم که آنها سالن آرایش در تهران را از دست میدهم.
سالن آرایشگاه های زنانه
حتماً گروه خوبی هستند که دو زن را اینطور تنها گذاشتهاند.» او با ولع غذا میخورد، اما با چنان ظرافتی که نشان از آموزشهای بهتر از معمول برای مردانی در موقعیت او داشت. او ساکت و غرق در تفکر عمیق بود، هرچند چشمانش اغلب به صورت آلیس دوخته شده بود. همینطور که بلند میشد تا برود، به پگی گفت: «ممکن است سالن زیبایی کمی غذا برایم درست کنی؟ نمیدانم کی به اردوگاه دیگری میروم.» «البته! خوشحال میشوم که این کار را بکنم. مجبوری بروی؟» «بله، باید بروم.» جواب داد و در حالی که آلیس داشت ناهارش را آماده میکرد، پتویی را لوله کرد و پشت زینش بست.
بالاخره دوباره وارد کلبه شد و دوباره به سمت تخت آلیس رفت و با حالتی متفکر گفت: «متاسفم که شما زنها را اینجا تنها میگذارم. درست به نظر نمیرسد. مطمئنی که گروهت امشب برمیگردد؟» «یا امشب یا فردا. پروفسور وارد قصد دارد از قله فرمونت بالا برود.» «پس تا سه روز او را نخواهی دید.» لحنش مثل کسی بود که با خودش خلوت میکند. «فکر کنم بهتر است تا فردا بمانم. از این هوای آلوده خوشم نمیآید.» او توضیح داد که گیج، یکی از راهنماها، در صورتی که استاد بخواهد در ارتفاعات بماند، باز خواهد گشت. «خب، به هر حال تا شب اینجا میمونم.» او برای نیم ساعت رفت و پس از بازگشت، صورتی تراشیده و ظاهری آرامتر و رفتاری آرامتر از قبل داشت.
او در اطراف در پرسه میزد، ظاهراً به حرفهای پگی گوش میداد، اما فقط به دختر زخمی نگاه میکرد. او از هر بهانهای برای ورود استفاده میکرد و صدایش آرامتر و رفتارش به طور قابل توجهی تغییر کرد و سرانجام، در حالی که خانم آدامز لحظهای غایب بود، ناگهان گفت: «تو از من میترسی؛ این را از چشمانت میخوانم. میدانم چرا. فکر میکنی میدانی من کی هستم.» رنگ مو «بله؛ مطمئنم.» «چی باعث شده اینطور فکر کنی؟» «عکست رو تو ایستگاه راهآهن دیدم.» با نگاهی تیره به او نگاه کرد. «خب، من به تو اعتماد دارم. تو مرا لو نمیدهی. من در مورد او خیلی مطمئن نیستم.» سرش را به سمت در باز تکان داد.
«خیانت من به تو چه سودی خواهد داشت؟» «جایزه دو هزار دلاری وسوسه بزرگی است.» «مزخرف! اگه میگفتم—به دلایل دیگهای بود. اگه قرار بود مخفیگاهت رو لو بدم، به این خاطر بود که جامعه مجازات جنایتکاران رو میخواد.» «من خلافکار نیستم. من هرگز یک سنت هم از هیچ مردی بالا نکشیدهام. من یک دلار هم آرایشگاه زنانه از شرکت اکسپرس نگرفتم – اما تلاشم را کردم – در هر صورت میخواهم بدانی،» او ادامه داد، «که من از کسی دزدی نمیکنم – و این آرایشگاه کار را هم آرایشگاه زنانه امتحان نمیکردم، فقط کورکورانه مست و درمانده بودم. به پول نقد نیاز داشتم، و خیلی هم به آن نیاز داشتم.» آلیس با نگاهی مصمم پرسید: «برای چه کاری به آن نیاز داشتی؟» او مکثی کرد و سرخی بر چهره قهوهایاش نشست.
چشمانش مردد بود. «خب، میبینی، خانه قدیمی رهن داده شده بود – و مادر مریض بود -» «ای بابا! راستش را بگو. روزنامهها نوشتهاند که تو این کار را برای یک آرایشگاه زنانه دختر انجام دادهای. چرا با من صادق نیستی؟» «حتماً.» با آرایشگاه زنانه بیمیلی پاسخ سالن آرایش در تهران داد. «بله، درست است. من این کار را برای یک دختر انجام دادم – و بعداً، وقتی که در حال فرار بودم، او چه کرد؟ مرا به زمین انداخت! هر چه میدانست – کایوت کوچولو – را گفت و حالا به خاطرش مثل گرگ شکار میشوم.» صورتش برای لحظهای به خطوط وحشی تبدیل شد.
سالن آرایشگاه های زنانه اما حتی وقتی که به این شکل نشسته بود، نور دیگری به چشمانش تابید. نگاهش به لبهای آلیس و سفیدی ظریف و گرد گردن و چانهاش افتاد. او طوری بود که قبلاً هرگز ندیده بود. دخترانی که میشناخت، ریزریز میخندیدند؛ این یکی لبخند میزد. معشوقهاش از زبان عامیانه استفاده میکرد و مثل یک گلهدار از گله صحبت میکرد، اما صدای این زن، آنقدر شیرین و انعطافپذیر، موسیقی عجیب و لذتبخشی را به گوشهایش رنگ مو مینواخت. بازگشت پگی اعتماد او را از بین برد و در حالی که دختر در کلبه بود، او در سکوت نشست و چشمانش همیشه به دختر بود.
زنانه
او از هر فرصتی برای صحبت با او استفاده میکرد و هر بار صدایش اشتیاق فزایندهای را برای جلب آرایشگاه توجه او آشکار میکرد. خانم آدامز که از او خوشش آمده بود، چنان آزادانه به او آرایشگاه دستور میداد که گویی راهنمایی اجیر شده است، و او با کوچکترین اشارهای، خود را مفید نشان میداد. آلیس، از طرف خودش، عمیقاً به او علاقهمند بود و هر وقت پایش به او اجازه میداد به چیز دیگری فکر کند، دلش برایش میسوخت. در جنون نیازش، عشقش، مرتکب عملی شده بود که تمام دنیا را دشمن خود کرده بود، و با این حال، آرایشگاه وقتی آلیس به قیافه و حالت چهرهاش نگاه میکرد، دلش پر از پشیمانی میشد.
او به سبک غربی بسیار جذاب بود، هیچ چیز پنهانی یا طفرهآمیزی در موردش وجود نداشت. با صراحتی کاملاً برابر با خودش، او را در مورد عمل نسنجیدهاش زیر سوال برد. او با ناامیدی از مشکل او فریاد زد: «چرا این کار را کردی؟» «نمیدانم. اگر این کار را بکنم، دار زده میشوم، مخصوصاً الان. از وقتی تو را دیدم فکر میکنم دیوانه شدهام – دیوانهای مثل یک دیوانه. اگر الان این کار را برای تو کرده بودم، اینقدر وحشیانه سالن زیبایی نمیشد. تو به اندازه جان یک مرد سالن آرایش در تهران میارزی. من برایت میمیرم.» این فوران شور و اشتیاق، چنان شدید و وحشی، دختر را به وجد آورد؛ از درک حال و هوای او رنگش پرید.
سالن آرایشگاه های زنانه این به آن معنا بود آرایشگاه زنانه که دیدن او که آنجا دراز کشیده بود، دیوانگی قدیمی را با دیوانگی جدیدی جایگزین کرده بود. او برای این شعلهور شدن آتشین تحسین بدوی آماده نبود. او با قاطعیت تمام اعتراض کرد: «نباید با من اینطور حرف بزنی.» او متوجه نگرانی او شد. با ملایمت گفت: «نترس. نمیخواستم تو را برنجانم. فقط میخواستم بگویم که در دنیا زنانی سالن زیبایی مثل تو را نمیشناسم. به تو اعتماد دارم. چشمان تیزبینی داری. میتوانم ببینم که رنگ مو به مردی که تمام وجودش را برایت گذاشته وفادار میمانی. من آدم خیلی خوبی هستم.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















