امروز
(یکشنبه) 15 / فوریه / 2026
آرایشگاه زنانه در محله جردن
آرایشگاه زنانه در محله جردن | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت آرایشگاه زنانه در محله جردن را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با آرایشگاه زنانه در محله جردن را برای شما فراهم کنیم.
12 دسامبر 2025
آرایشگاه زنانه در محله جردن آزاد بود که بیاید و برود. و متوجه شد که حتی به ازدواج فکر هم نمیکند. او نمیخواست بیاید یا برود، به خصوص. یک زن مجرد مسن و شلخته، با موهای نازک و گردنی کلفت. چیزهای زیادی در مورد زن مجرد میانسال آرایشگاه نوشته شده است؛ ایرادگیریاش، ظرافتش، زاویهدار بودن ذهن و بدنش. در مرد نیز همین ایرادگیری و نوعی ظرافت ایجاد میشود. اما مرد در جایی که زن لاغر میشود، شل و ول میشود. هر پنجشنبه شب شام را در رستوران اوا و یکشنبه ظهر در رستوران استل میخورد. دستمال سفرهاش را زیر چانهاش میگذاشت و آشکارا از سوپ خانگی و گوشتهای خوب پخته شده لذت میبرد.
سالن زیبایی : بعد از شام سعی میکرد با شوهر اوا یا شوهر استل در مورد تجارت صحبت کند. صحبتهای تجاری او به سبک قدیمی بود و اینگونه شروع میشد: «خب، حالا، اینجا را نگاه کن. مثلاً پوست و چرم خامت را بردار.» اما بن و جورج نمیخواستند «مثلاً پوست و چرم خام شما را بردارند». آنها میخواستند وقتی چیزی را برمیدارند، گلف یا سیاست یا سهام را هم ببرند. آنها از سالن زیبایی آن نوع تاجران مدرن بودند که ترجیح میدهند کارش را از تفریحاتش جدا کنند. تجارت برای آنها یک حرفه بود – چیزی کاملاً درجهبندیشده و متعادل، که با سبک ناشیانه و سراشیبی جو کاملاً متفاوت بود، همانطور که روش یک کارآگاه جنایی بزرگ با روش یک سالن آرایش در تهران پلیس روستا کاملاً متفاوت است.
آرایشگاه زنانه در محله جردن
آنها با بیحوصلگی گوش میدادند آرایشگاه زنانه و گاهی اوقات «اوه» میگفتند، و در اولین فرصتی که پیش میآمد، با نگاهی معنادار به همسرانشان، از اتاق بیرون میرفتند. اوا حالا دو رنگ مو فرزند داشت. دختر. آنها با بردباری و خوشرویی با عمو جو سالن آرایش در تهران رفتار میکردند. استل فرزندی نداشت. عمو جو، به درجات تقریباً نامحسوس، از جایگاه یک مهمان محترم که با گوشت سفید از او پذیرایی میشود، به جایگاه کسی که به یک ران و یکی از آن بخشهای مبهم و استخوانی که پس از گشتن زیاد با چاقو و چنگال گیج و جستجوگر، آدم را گیج و سالن زیبایی ناراضی باقی میگذارد، قناعت میکند، تنزل کرد.
اوا و استل با هم قرار گذاشتند و تصمیم گرفتند که جو باید ازدواج کند. اوا به او گفت: «این طبیعی نیست. من تا حالا مردی ندیدهام که اینقدر به زنان بیعلاقه باشد.» جو تقریباً با خجالت اعتراض کرد: «من! زنها!» «بله. البته. تو مثل یه بچه مدرسهای ترسیده رفتار میکنی.» بنابراین آنها برای شام دوستان و آشنایانی را که به سنشان میرسید، دعوت کرده بودند. آنها از آنها به عنوان “دختران باشکوه” یاد میکردند. بین سی و شش تا چهل سال. آنها به طرز وحشتناکی خوب، با قاطعیت و واضح، در مورد مسائل مدنی، کلاسها، سیاست، اقتصاد و هیئت مدیره صحبت میکردند.
آنها جو را تا حدودی وحشت زده میکردند. او چیز زیادی از آنچه آنها در موردش صحبت میکردند نمیفهمید و احساس حقارت و در عین حال کمی رنجش میکرد، انگار چیزی از او گذشته بود. او با وظیفهشناسی آنها را به خانه همراهی کرد، اگرچه به او گفته بودند که سالن آرایش در تهران مزاحم نشود و ظاهراً منظورشان همین بود. به نظر میرسید که آنها نه تنها قادرند کاملاً بدون مراقبت به خانه بروند، بلکه میتوانند خطاب به هر راهزن یا دعواگری که ممکن بود به آنها تعرض کند، سخنرانی تندی ایراد کنند. پنجشنبهی بعد، اوا میگفت: «جو، ازش خوشت اومد؟» جو با ضعف و ناتوانی گفت: «مثلاً کی؟» «خانم متیوز.» «او کیست؟» «خب، جو، شوخی نکن.
خودت خوب میدانی که منظورم همان دختری است که برای شام اینجا بود. همان کسی که در مورد مسئله مهاجرت خیلی خوب صحبت کرد.» «اوه، او! خب، من که ازش خوشم اومد. به نظر زن باهوشی میاد.» «باهوش! او یک دختر کاملاً باشکوه است.» جو با خوشرویی موافقت میکرد: «حتماً». «اما مگر تو او را دوست نداشتی؟» «نمیتونم بگم که این کار رو کردم، ایو. و نمیتونم بگم که این کار رو نکردم. اون باعث شد که من خیلی به عنوان یه معلم توی سالن آرایش در تهران خوان پنجم فکر کنم. اسم هایمز. تا جایی که یادم میاد، حتماً زن خوبی بوده.
اما من هیچوقت به عنوان یه زن بهش فکر نکردم. آرایشگاه زنانه اون فقط یه معلم بود.» اوا با بیصبری غرید: «خستهام کردی. مردی به سن تو. رنگ مو انتظار نداری با یک دختر ازدواج کنی، نه؟ با یک بچه!» جو جواب داده بود: «من انتظار ندارم با کسی ازدواج کنم.» و این حقیقت بود، هرچند او اغلب تنها بود. بهار بعد، اوا به وینتکا نقل مکان کرد. هر کسی که معنی حلقه را فهمیده باشد، اهمیت نقل مکان به حومه ساحل شمالی و یک خانه را میداند. دختر اوا، اتل، در حال بزرگ شدن بود و مادرش نگاهی به جامعه داشت.
این باعث شد شام پنجشنبه جو از بین آرایشگاه برود. بعد شوهر استل یک ماشین خرید. آنها هر یکشنبه به روستا میرفتند. استل میگفت اوضاع طوری شده که خدمتکارها به شامهای یکشنبه اعتراض میکنند. گذشته از این، آنها چیزهای ناسالم و از مد افتادهای بودند. آنها همیشه میخواستند از جو بخواهند که با آنها بیاید، اما وقتی دوستانشان، ناهار، جعبهها، ژاکتها، دوربین جورج و همه چیز را چیدند، انگار جایی برای مردی به هیکل جو باقی نمانده بود. بنابراین شامهای یکشنبه حذف شد. استل گفت: «هر موقع از هفته که خواستید، برای شام تشریف بیاورید. به جز چهارشنبه – که شب بریج ماست – و شنبه.
آرایشگاه زنانه در محله جردن و بدین ترتیب جو به درون آن خانوادهی غمگین و بدخلق کشیده شد، متشکل از کسانی که در رستورانهای درجه دو غذا میخورند، روزنامهشان را به کاسهی بیسکوییت صدفی تکیه دادهاند و با وقار و بیتفاوت به نگاه خیرهی رهگذری که از پشت شیشهی براق به آنها نگاه میکرد، مشغول جویدن بودند. و سپس جنگ از راه رسید.
محله جردن
جنگی که مرگ و ویرانی را برای میلیونها نفر به ارمغان آورد. جنگی که برای جو هرتز ثروتی هنگفت به ارمغان آورد و او را یک شبه از یک پیرمرد مجرد با زانوهای شل و ول که کسب و سالن آرایش در تهران کارش شکست خورده بود، به یک تولیدکنندهی موفق تبدیل کرد که تنها مشکلش کمبود پوست برای ساخت محصولش – چرم
– بود! ارتشهای اروپا خواستار آن شدند. افسار! افسار بیشتر! تسمه! میلیونها تسمه. بیشتر! بیشتر! مغازهی قدیمی و کپکزدهی یراقسازی در خیابان لیک به طرز جادویی از یک مغازهی غبارگرفته و بیجان به یک کندوی منظم تبدیل شد که از موفقیت میدرخشید و کار میکرد. سفارشها سرازیر شدند. جو هرتز اطلاعات محرمانهای در مورد جنگ داشت. او از سربازان و اسبها خبر داشت. او با خریداران فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی – که بسیاری از آنها اشرافزاده بودند – که از طرف کشورهایشان مأمور تهیهی تدارکات ساخت آمریکا شده بودند، همراه میشد. و حالا، وقتی به بن یا جورج میگفت: «برای مثال، پوست و چرم خام خود را بردارید»، آنها با احترام گوش میدادند.
آرایشگاه زنانه در محله جردن و سپس تجارت سگهای همجنسگرا در زندگی جو هرتز آغاز شد. او به یک سگ شکاری تبدیل شد که همیشه مشتاق بوی لذت تازه بود. آن جنبه از جو هرتز که سرکوب، خرد و نادیده گرفته شده بود، شروع به شکوفایی ناسالم کرد. در ابتدا او برای خواهرزادههای نسبتاً تحقیرآمیز خود پول خرج میکرد. او برای آنها بادبزنهای زیبا، دستبندهای ساعت و کیفهای مخملی میفرستاد. او دو اتاق گرانقیمت در یک هتل در مرکز شهر گرفت و چیزی بیشتر رنگ مو اشکآور بود تا عجیب و غریب در مورد نحوهی لذت آرایشگاه بردن او از لوکس بودن یک شیر آب یخ جداگانه در حمام.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















