امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
سالن ارایش سیمین
سالن ارایش سیمین | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن ارایش سیمین را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن ارایش سیمین را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن ارایش سیمین بعد از ظهر که قرار است نمایش عکس جدیدمان آماده شود، آرام استراحت کنم. من قرار است نقش اصلی را بازی کنم، میدانید، و او فکر میکند تا آن زمان میتوانم به خوبی از پسش بربیایم.» گلدشتاین این را شنید و در حالی که دستانش را با حالتی عصبی به هم میمالید، به سمت آنها آمد. جونز اعتراض کرد: «خانم ماد، این کار عاقلانهای به نظر نمیرسد. استفاده از پایتان به این زودی ممکن است اوضاع را خیلی بدتر کند. بیایید نمایش را به زمان دیگری موکول کنیم.» صورت گلدشتاین مثل یک اتاق مطالعه بود. بدنش به طور منقبض و منقبض میلرزید.
سالن زیبایی : «اوه، آقای جونز!» او فریاد زد؛ «این غیرممکن است؛ اصلاً مناسب نیست! ما دو هفتهی گذشته مشغول تمرین این نمایش و آمادهسازی برای اجرای آن بودهایم و امروز همهی بازیگران و دستیاران ما اینجا هستند و آمادهی ساخت فیلم. من همین الان هم چهار ساعت – تا بعد از ظهر – آن را به نفع خانم استانتون به تعویق انداختهام، اما، واقعاً…» پسر حرفش را قطع کرد و گفت: «جزئیات مهم نیست. فکر نمیکنم خانم استانتون امروز بتواند کارش را انجام دهد. فوراً او را به هتلش برگردانید و دستور دهید نمایش تا زمانی که بتواند در آن شرکت کند، به تعویق بیفتد.» گلدشتاین از این دستور که به آرامی اما با لحنی آمرانه و بدون هیچ مخالفتی صادر شده بود، بسیار آشفته شد.
سالن ارایش سیمین
دوباره با زیرکی به مرد جوان نگاه کرد و در چهره مدیر، حیرت و ترس در هم آمیخته بود. او با لحنی فروخورده گفت: «جناب،» چون واقعاً عصبانی بود و به اعمال قدرت یک مستبد در این تشکیلات عادت کرده بود، «شما مرا در موقعیت شرمآوری قرار میدهید. از من انتظار میرود که هر روز را با دقت بگذرانم تا شرکت کانتیننتال بتواند سود کلانی به صاحبانش بپردازد. پیروی از دستورالعملهای شما هزینه هنگفتی را بر دوش ما خواهد گذاشت، که به شما اطمینان میدهم کاملاً بیفایده است، و…» «بسیار خب. هزینهاش را خودت متقبل شو، گلداشتاین.» «بسیار خب، آقای جونز.
ببخشید، یک لحظه صبر کنید تا دستور تعویق را صادر کنم.» مکنیل بلند شد و رو به مدیر کرد. با صدایی متعجب پرسید: «واقعاً میخوای این نمایش مهم رو عقب بندازی؟» گلدشتاین خوشحال بود که میتوانست ناراحتیاش را سر تهیهکننده خالی کند. «بیادبی ممنوع، آقا!» غرید: «با من بیایید، و» مکنیل را تا دم در کشید و همانجا مکث کرد، «اگر جرأت کنی کلمهای از آنچه شنیدهای را بر زبان بیاوری، مثل گلوله به تو شلیک میکنم!» وقتی آنها از اتاق خارج شدند، ماد با حالتی گیج گفت: «آقای جونز، نمیتوانم قدرت شما را بر گلدشتاین درک کنم. او یک دیکتاتور است – تقریباً یک مستبد – و در این مکان حرف او قانون است.
حداقل، تا زمانی که شما آمدید، اینطور بود، و – و -» با بیاحتیاطی جواب داد: «سعی نکن بفهمی، خانم استانتون. فکر میکنی میتوانی سینهخیز خودت را به ماشین برسانی، یا ما تو را بغل کنیم؟» فلو که شاهد ماجرا بود و با علاقه این صحنه را دیده بود، گفت: «شرط میبندم گلدشتاین کسی را به قتل رسانده و آقای جونز همه چیز را در مورد آن میداند!» ماد با حمایت خواهرش بلند شد و مچ پای لنگش را امتحان کرد. او گفت: «هنوز کمی درد میکند، اما میتوانم روی آن لنگان لنگان راه بروم.» پسر به فلو گفت: «لباسهای خواهرت را بپوش، تا او را مستقیماً به خانه بفرستیم.» ماد در حالی که منتظر کلاه و کتش بود، با لحنی متفکر گفت: «انتظار دارم گلدشتاین حقوق من و همچنین فلوی عزیز را کم کند.
او خیلی فروتنانه از شما اطاعت کرد، آقای جونز، اما با این وجود، میتوانستم برق شیطنت را در چشمانش ببینم.» او با اطمینان خاطر پاسخ داد: «مطمئنم مدیر نه شما را توقیف میکند و نه جریمه. برعکس، میتوانید از شرکت به خاطر اینکه آن الوار را جایی گذاشتهاید که ممکن است رویش بیفتید، شکایت کنید.» او با خنده به این فکر پاسخ داد: «اوه، نه. ما قراردادهایی امضا کردهایم که هرگونه خسارتی را برای جراحات وارده در حین کار در محل، معاف میکند. میدانید، همه ما باید این کار را انجام دهیم، زیرا این کسب و کار در بهترین حالت خود خطرناک است.
از طرف دیگر، آقای گلدشتاین همیشه یک پزشک و جراح در دسترس دارد، در صورت بروز حادثه، و این خدمات برای همه کارمندان کاملاً رایگان است.» او سر تکان داد. «میدانم. اما این واقعیت که شما چنین قراردادی را، تحت اجبار، امضا کردهاید، مانع از آن نمیشود که دادگاه در صورت تحمل خسارت در حین انجام وظیفه، آن را محکوم کند.» او با عجله گفت: «این درد چیز مهمی نیست. یکی دو روز دیگر میتوانم مثل همیشه خوب راه بروم.» فلو با وسایل ماد دوان دوان برگشت. خاله جین هم دنبالش آمد و گفت اگر ماد به هتل برود، او هم همراهش خواهد رفت و از او مراقبت خواهد کرد.
سالن ارایش سیمین او به جونز جوان گفت: «مچ پایش را معاینه کردهام و به شما اطمینان میدهم که کشیدگی شدیدی ندارد. اما درست است که او در اتاق خودش، جایی که میتواند آرام استراحت کند، حالش بهتر خواهد بود. بنابراین من با او خواهم رفت.» پسر پرسید: «خانم فلو چطور؟» خانم مونتروز پاسخ داد: «فلو خیلی به خودش متکی است و امروز بدون من هم خیلی خوب از پس کارهایش برمیآید.» آقای گلدستاین با اخم وارد شد و همچنان از دخالت آقای ای. جونز اهل سنگوا رنجیده بود. اما تا زمانی که ماد، فلو و عمه جین همگی اتاق را ترک نکرده بودند، نه اعتراضی کرد و نه حرفی زد.
سیمین
«آقای جونز، شما که نمیروید؟» پرسید. «فقط برای اینکه ببینم خانم استانتون به سمت خانه راه افتاده. بعد برمیگردم و کمی با شما صحبت میکنم.» «ممنون، آقا.» فصل دوازدهم عکسها، دخترها و مزخرفات وقتی ماشینشان به سمت هتل حرکت میکرد و دختر مصاحبهی جالبش را در دفتر تعریف کرد، ماد استانتون گفت: «خب، عمه جین، حالا نظرت در مورد آجو چیه؟» پاسخ این بود: «او قطعاً مرد جوان شگفتانگیزی است. من به هیچ وجه نمیتوانم ارتباط او با گلدشتاین یا قدرت او بر این مرد را درک کنم. شرکت تولید فیلم کانتیننتال یک شرکت بزرگ است که دفتر مرکزی آن در نیویورک است و آقای گلدشتاین رئیس و مدیر مجاز این شرکت در سواحل اقیانوس آرام است.
من میدانم که حقوق او ده هزار دلار در سال است. از طرف دیگر، جونز جوان فقط یک سال است که در این کشور است و از جزیرهای کوچک در جایی در دریاهای جنوبی، جایی که متولد و بزرگ شده است، آمده است. از زمانی که به آمریکا رسیده، بیشتر اوقات معلول بوده است. گذشته از این اطلاعات ناچیز، به نظر نمیرسد کسی چیزی در مورد او بداند.» ماد اظهار داشت: «اینطور که قضیه را مطرح کنیم، قضیه را خیلی قابل توجهتر میکند. مردی بزرگ، باتجربه و مهم، که توسط یک پسربچهی معمولی مرعوب شده است. وقتی گلدشتاین برای اولین بار با این جوان بیتجربه و رنگپریده ملاقات کرد، از او لرزید.
سالن ارایش سیمین وقتی پسر وارد دفتر شرکت بزرگ فیلمسازی میشود، به مدیر دیکته میکند و مدیر هم با فروتنی از او اطاعت میکند. همچنین به یاد داشته باشید که ای. جونز، با دخالتش، ضرر مستقیمی به شرکت وارد کرده است که گلدشتاین باید تا حد امکان در گزارش هفتگی خود به دفتر نیویورک توضیح دهد. وضعیت شگفتانگیزتری از این قابل تصور نیست، عمه جین!» خانم گفت: «معما به زودی خودش حل خواهد شد.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















