امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
سالن آرایش ثمین
سالن آرایش ثمین | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن آرایش ثمین را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن آرایش ثمین را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن آرایش ثمین و ولخرج خواهد بود و سپس با این تصور که دنیا را دیده است به جزیرهاش برمیگردد.» عمو جان سر تکان داد. او گفت: «او جوان نسبتاً پاکیزهای است و احتمالاً عیاش نخواهد شد، هرچند که به دلیل نداشتن دانش دنیوی یا تجربه تجاری، پولش را از دست بدهد. از پسری که در جزیرهای بزرگ شده و تحصیل کرده نمیتوان انتظار داشت که خیلی زیرک باشد، و هر چقدر هم که ثروت داشته باشد، مثل برف در آفتاب آب میشود.» آرتور پاسخ داد: «بالاخره، این تجربه به او آسیبی نمیرساند. او هنوز جزیرهاش را برای بازگشت خواهد داشت.» آنها مدتی در سکوت سیگار کشیدند.
سالن زیبایی : آرتور گفت: «آقا، آیا تا به حال به ذهنتان خطور کرده است که داستانی که جونز برای ما تعریف کرده، هرچند مختصر و مفید است، تا حدودی نشان از یک افسانه دارد؟» عمو جان سیگارش را برداشت و با نگاهی متفکرانه به خاکستر سیگار نگاه کرد. «منظورت اینه که اون پسر اون چیزی که نشون میده نیست؟» «به هیچ وجه، آقا. در کل پسر خوبی به نظر میرسد. اما داستانش… از آن داستانهایی است که اگر کسی از گفتن حقیقت اکراه داشته باشد، ممکن است از خودش دربیاورد.» عمو جان کبریتی زد و سیگارش را دوباره روشن کرد.
سالن آرایش ثمین
جونز ایمان دارم و هیچ دلیلی برای شک کردن به داستان او نمیبینم. اگر زندگی واقعی پر از عاشقانه و غافلگیری نبود، رماننویسان نمیتوانستند ما را به کتابهایشان علاقهمند کنند.» فصل یازدهم دوشیزهای در پریشانی روز برای خواهران استانتون با خوشیمنی شروع نشده بود. کمی پس از ورودشان به کارخانهی شرکت فیلمسازی کانتیننتال، مچ پای ماد در اثر زمین خوردن روی چند تختهی شل که بیدقت روی صحنهی روباز رها شده بودند، پیچ خورد و حالا در اتاق مدیر، روی مبلی دراز کشیده بود و پایش باندپیچی شده و آغشته به پماد بود. فلو هم مشکلاتی داشت. دختری که توسط تهیهکننده برای سقوط از هواپیما در هوا انتخاب شده بود، خبر داده بود که بیمار است و امروز نمیتواند کار کند و تهیهکننده به فلو دستور داده بود که برای این نقش آماده شود.
او با عصبانیت به سراغ مدیر رفت تا اعتراض خود را ثبت کند و در حالی که در سالن انتظار منتظر تماشاگران بود، آقای ای. جونز از سانگوا وارد شد و با تعظیم و لبخند به او سلام کرد. «خدای من! از کجا آمدهای ؟» او پرسید. «هتل من. من همین الان با ماشین اومدم تا گلدستاین رو ببینم.» جواب داد. «متاسفانه باید صبر کنی. مدیر الان سرش شلوغه. نیم ساعته که روی این نیمکت وول میخورم و هنوز ندیدمش – و کارم خیلی مهمه.» او در حالی که با حالتی عجیب به او نگاه میکرد، گفت: «مال من هم همینطور، خانم فلو.» سپس، وقتی یک تندنویس با عجله از اتاق داخلی بیرون آمد، دختر را متوقف کرد و گفت: «لطفاً کارت من را به آقای گلدشتاین بدهید.» با گستاخی گفت: «اوه، الان کسی را نمیبیند، چون سرش با یکی از تهیهکنندگان ما گرم است.
باید دوباره زنگ بزنی.» اما همینطور که حرف میزد، نگاهی به کارت انداخت، جا خورد و سرخ شد. با عجله اضافه کرد: «اوه، ببخشید!» و به سمت خلوتگاه مدیریت دوید. فلو، در حالی که نیمی از وجودش را با خودش زمزمه میکرد، زیر لب گفت: «خندهداره!» او با خنده گفت: «بله، کارتهای من با برق شارژ میشوند و مطمئناً هر کسی را در این مکان هیجانزده میکنند. بفرمایید تو، خانم فلو.» او در حالی که گلدستاین با عجله از دفترش بیرون میآمد تا با شور و شوق به پسر سلام کند، اضافه کرد: «کار شما بر کار من اولویت دارد، میدانید.» مدیر آنها را به دفترش، اتاقی بزرگ با منظرهای شلوغ، راهنمایی کرد.
در یک سر اتاق، دو یا سه دختر با پشتکار مشغول تایپ بودند؛ مکنیل، تهیهکننده، مشغول مرتب کردن دستنوشتههای روی میز گلدشتاین بود؛ مرد جوانی که به عنوان منشی خصوصی مدیر خدمت میکرد، با دقت یک دفترچه ضبط حجیم را بررسی میکرد که در آن فهرست تمام فیلمهای ساخته شده توسط تولیدکنندگان جهان وجود داشت. در گوشهای دور، ماد استانتون، “ستاره” آسیبدیده شرکت، روی مبلی لم داده بود که – در آن لحظه نیمهخواب بود – متوجه ورود خواهرش و جونز جوان نشد. گلدشتاین با اشتیاق فریاد زد: «بنشینید، آقای جونز؛ خواهش میکنم بنشینید!» و به صندلی خودش اشاره کرد.
«میخواهید اتاق را خالی کنم تا گفتگویمان خصوصی باشد؟» پسرک در حالی که از نشستن بر صندلی خالی امتناع میکرد، پاسخ داد: «هنوز نه. خانم استانتون حق تقدم دارد و من معتقدم که ایشان مایلند با شما صحبت کنند.» گلدستاین پشت میز نشست و نگاهی پرسشگرانه به فلو انداخت. با بیصبری پرسید: «خب؟» دختر شروع کرد: «آقای ورنر به من دستور داده که بدلکاری کشتی هوایی فیلمش را انجام دهم، چون نانس هولدن امروز اینجا نیست.» «خب، چرا با این چیزهای بیاهمیت اذیتم میکنی؟ ورنر میداند چه میخواهد، و تو هم مثل دختر هولدن از پسش برمیآیی.» او اعتراض کرد: «اما من نمیخواهم از آن کشتی هوایی بیرون بپرم.» مدیر گفت: «هیچ خطری وجود ندارد.
سالن آرایش ثمین تورهای نجات زیر هواپیما پهن خواهند شد. دوربین فقط شما را در حال سقوط ثبت میکند، بنابراین هواپیما بیش از بیست یا سی فوت از زمین فاصله نخواهد داشت. حالا فرار کنید و خودتان را اذیت نکنید. من باید با آقای جونز صحبت کنم.» دختر التماس کنان گفت: «اما آقای گلداشتاین، متاسفم! من نمیخواهم سوار هواپیما شوم و این شیرینکاریها نه در حد من است و نه در حد کاری که قرار بود انجام دهم.» مدیر با عصبانیت آشکاری گفت: «هر کاری که بهت بگم انجام میدی! من هیچ شورشی رو بین بازیگرهام تحمل نمیکنم، و تو هم طبق دستور ورنر عمل کن وگرنه حقوق هفتگیت رو از دست میدی.» در اینجا ماد از روی مبلش نیم خیز شد تا با کارفرمایش صحبت کند.
ثمین
«خواهش میکنم، آقای گلدستاین،» او گفت، «فلو را مجبور به این کار نکنید. دخترهای زیادی هستند که میتوانند جای او را بگیرند، و او…» مدیر غرید: «ساکت، خانم استانتون! اگر دخالت کنید، تمام نظم و انضباط را به هم میزنید. اگر به بازیگرانمان اجازه میدادیم خودشان نقشهایشان را انتخاب کنند، اینجا اوقات خوبی داشتیم! من اصرار دارم که خواهرتان از دستورات تهیهکننده من اطاعت کند.» جونز جوان با صدای آرام خود اظهار داشت: «کاملاً درست است، گلداشتاین. تو حرفت را زدی و نظم و انضباط را رعایت کردی. من این را دوست دارم. خانم فلو استانتون دقیقاً همان کاری را که از او میخواهی انجام خواهد داد.
اما تو نظرت را عوض خواهی کرد و در مورد اعتراض او بهتر فکر خواهی کرد. گلداشتاین، از حالت چهرهات، تقریباً مطمئنم که قصد داری فوراً دستور بدهی که دختر دیگری جای او را بگیرد.» گلداشتاین لحظهای با دقت به او نگاه کرد و چهرهی متکبرش به چهرهای مطیع و فروتن تغییر یافت. «مطمئنم!» زیر لب غرغر کرد. «آقای جونز، شما دقیقاً فکر مرا خواندید. بفرمایید، جاد،» به منشیاش، «ورنر را پیدا کنید و به او بگویید که من با انتخاب فلو استانتون به عنوان جایگزین نانس هولدن موافق نیستم. ببینیم؛ به او بگویید آن دختر مور را سر جایش بنشاند.» مرد جوان تعظیم کرد و از اتاق بیرون رفت.
سالن آرایش ثمین مکنیل در حالی که روی دستنوشتهاش خم شده بود، با خود لبخندی شیطنتآمیز زد. جونز با نگرانی به کنار ماد رفته بود تا از حال او و آسیبدیدگیاش جویا شود.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















