امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
سالن آرایش محدوده صادقیه
سالن آرایش محدوده صادقیه | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن آرایش محدوده صادقیه را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن آرایش محدوده صادقیه را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن آرایش محدوده صادقیه «بله.» «الف» مخفف چیست؟» بفرمایید! بالاخره سوال تمام شد. او مکث کرد و از خواندن متن سرخ شد. سپس به آرامی پاسخ داد: «این نشان یکی از ویژگیهای عجیب پدرم است. فکر میکنم به شما گفتهام که چقدر به ما افتخار میکرد که نوادگان مستقیم جان پل جونز هستیم. او اغلب میگفت: «جان پل نام جونز را شریف کرده است، به طوری که جونز بودن یعنی داشتن افتخارآمیزترین نام شناخته شده برای بشر.» وقتی من به دنیا آمدم، آنها مردد بودند که چه اسمی روی من بگذارند. پدرم گفت: «عجلهای در کار نیست؛ هر چه او را صدا بزنیم، او یک جونز است.» مادرم حتماً کمی شوخ طبع بوده است.
سالن زیبایی : او مدام به فرزندش «جونز» میگفت تا اینکه پدرم به فکر بیخیال شدن افتاد و مرا فقط «ای. جونز» نامگذاری کرد.» پتسی در حالی که با خوشحالی دستانش را به هم میزد فریاد زد: «چقدر لذتبخش؟» «پس «الف» اصلاً به معنای هیچ چیز نیست؟» پسرک با چهرهای گرفته گفت: «اوه، بله؛ مخفف جونز است. به نظرم خیلی وحشتناک است.» «اما بعداً تو را چه صدا زدند؟ آن اسم بچگانهای که به آن اشاره کردی چه بود؟» «یکی دیگر از خیالپردازیهای طنزآمیز مادرم. او مرا «آجو» صدا میزد، و دیگران هم خیلی زود این لقب وحشتناک را به خود گرفتند.
سالن آرایش محدوده صادقیه
جونز» است، و در زبان سانگوآ به من چیز دیگری نمیگویند.» بث با صدای شیرینش که به عنوان آهنگ دلنشینی میداد، تکرار کرد: «آجو. در زبان اسپانیایی «آ-هو» تلفظ میشود.» «اما ما در سانگوا اسپانیایی نیستیم.» «مردم شما چه کسانی هستند؟» «قبلاً همه آمریکایی بودند. نسل جوانتر، مثل خودم، گمان میکنم از بدو تولد سنگویی هستند. اما در جزیره ما حتی یک مرد سیاهپوست یا زردپوست یا قهوهایپوست هم وجود ندارد.» «سنگوا چند نفر جمعیت دارد؟» «حدود ششصد نفر، روی هم رفته.» مدتی سکوت برقرار شد. بث پرسید: «هنوز دردی داری؟» «هنوز نه. اما احساس خوابآلودگی میکنم. با اجازه شما دراز میکشم و چرت میزنم.
دیشب خیلی کم خوابیدم.» سیگارش را که تقریباً تا ته کشیده بود، دور انداخت، بدون کمک بلند شد، تعظیم کرد و رفت. بث به آرامی گفت: «نمیدانم، آیا او هرگز بیدار خواهد شد؟» پتسی اعلام کرد: «البته. او از روبیکون عبور کرده و حالش خوب خواهد شد. من این را با تمام وجودم حس میکنم!» بث پاسخ داد: «بیایید امیدوار باشیم که آجو هم آن را در استخوانهایش حس کند، نه در شکمش.» فصل دهم هنوز یک راز است روز به وقت ناهار رسید و عمو جان و خانواده ولدون از سفر کوهستانی خود بازگشتند. هالیوود در دامنه کوهها قرار دارد و از فراز گردنهها، جادههای فوقالعادهای به درههای حاصلخیز سن فرناندو و لا کانادا منتهی میشوند.
آرتور پرسید: «چیزی از آن پسر – آ. جونز – ندیدی؟» بث پاسخ داد: «بله؛ و شاید آخرین اثرش را دیده باشیم.» «اوه. رفته؟» «هیچکس نمیداند. پتسی به او غذا داد و او خوابید. حالا چه اتفاقی افتاده است؟ ما نمیتوانیم بگوییم.» سپس دخترها تجربیات صبح را تعریف کردند، که در آن عمو جان و آرتور هر دو جدی و معذب به نظر میرسیدند. اما لوئیز با آرامش گفت: «به نظرم پتسی کاملاً حق داشت. من خودم جرأت چنین کاری را نداشتم، اما مطمئنم که آن پسر بیش از هر چیز به یک وعده غذایی درست و حسابی نیاز داشت.
اگر بمیرد، آن صبحانه فقط مرگش را تسریع کرده است؛ اما اگر نمیرد، برایش خوب خواهد بود.» عمو جان اظهار داشت: «یک احتمال دیگر هم وجود دارد. شاید او از درد و رنج رنج میبرد و کسی را ندارد که به او کمک کند.» رنگ پتسی مثل گچ سفید شده بود. یکی دو ساعت گذشته اضطراب زیادی به او داده بود و پیشنهاد وحشتناک عمویش او را کاملاً عصبی کرده بود. دزدکی به دفتر رفت و شماره اتاق آقای جونز را پرسید. اتاق در طبقه همکف بود و به راحتی به یک راهرو میرسید. دختر روی نوک پا به سمت در رفت و گوشش را به پنل چسباند و با دقت گوش داد.
لحظهای بعد لبخندی بر لبانش نقش بست؛ با خوشحالی خندید و سپس برگشت و به سمت دوستانش دوید. او پیروزمندانه فریاد زد: «مثل یک شیر دریایی خرناس میکشد!» آرتور پرسید: «مطمئنی که اینها ناله نیستند؟» «پاه! مگه وقتی خروپفش رو میشنوم نمیتونم تشخیصش بدم؟ و شرط میبندم که این اولین خواب راحتیه که تو یه ماه اخیر داشته.» آقای مریک و آرتور به سمت در اتاق پسر رفتند تا مطمئن شوند که پتسی اشتباه نکرده است، و منظم بودن صداها به سرعت آنها را متقاعد کرد که حق با دختر است. بنابراین آنها موقع ناهار مهمانی شادی ترتیب دادند و پتسی را با احترام فراوان «دکتر» صدا زدند و به او گفتند که احتمالاً برای بار دوم جان ای.
سالن آرایش محدوده صادقیه عمو جان وقتی مهمانی تمام شد پیشنهاد داد: «و حالا، بیا به دریا برویم و نگاهی به آن لنج زیبایی که دیروز آمد بیندازیم. همه دربارهاش حرف میزنند و میگویند مال یک شاهزادهی خارجی است.» بنابراین آنها با ماشین به سانتا مونیکا رفتند و بعد از ظهر را روی شنها گذراندند، به تماشای شناگران پرداختند و از خطوط زیبای قایق تفریحی بزرگی که در نیم مایلی ساحل لنگر انداخته بود، تحسین کردند. این قایق برای همه مثل یک راز بود. نامش «آرابلا» بود و از هاوایی و از طریق سانفرانسیسکو آمده بود؛ اما اینکه اینجا چه کار میکرد و صاحبش چه کسی بود، سوالاتی بود که به نظر نمیرسید کسی بتواند به آنها پاسخ دهد.
محدوده صادقیه
شایعه شده بود که یک شاهزاده ژاپنی با آن آمده تا خط ساحلی را بررسی کند، اما خبرنگاران روزنامه اجازه نداشتند از کناره آن بالا بروند و کاپیتان پیر و پرمدعای کشتی، هیچ رضایتی از سوالات مشتاقانه آنها نداشت. بنابراین دخترها چند عکس کداک از قایق تفریحی زیبا گرفتند و سپس علاقه خود را به آن از دست دادند. آن شب آنها خانم مونتروز و دختران استانتون را سر شام ملاقات کردند و درباره پسری که هنوز نامرئی بود به آنها گفتند. عمو جان دوباره پشت در به حرفهایش گوش داده بود، اما خروپفها قطع شده بود و سکوت مرگباری آپارتمان را فرا گرفته بود.
این موضوع همه آنها را کمی نگران کرد و وقتی از اتاق غذاخوری خارج شدند، آرتور نزد متصدی هتل رفت و پرسید: «آیا امشب آقای جونز را دیدهاید؟» پاسخ داد: «نه، آیا او را میشناسی؟» «خیلی کم.» «خب، او عجیبترین مهمانی است که تا به حال داشتهایم. روز اول اصلاً چیزی نخورد. امروز صبح شنیدم که صبحانهاش را دیر خورد. برای ناهار هم آماده نبود، اما کمی پیش غذایی به اتاقش فرستادیم که شما را شگفتزده خواهد کرد.» «واقعاً!» «بله. سفارش عجیبی بود! قارچ کبابی، پنکیک با شربت افرا و بستنی. چطور ممکن است این همه اشتباه پیش بیاید – آن هم موقع شام!» فروشنده با انزجار گفت.
سالن آرایش محدوده صادقیه آرتور برگشت و گزارش داد. پتسی که خیالش خیلی راحت شده بود گفت: «خیلی خب. کارشو راه انداختیم و حالا میتونه از خودش مراقبت کنه. بیا عمو؛ بیا بریم پایین شهر و اون تابلویی که آقای گلداشتاین رو دیوونه کرده ببینیم.» فلو استانتون اظهار داشت: «او امروز با ما بسیار مودب بود.» آرتور پرسید: «آیا او در مورد حضور ماد در تصویر یک گروه رقیب توضیحی پرسید؟» «نه، حتی یک کلمه هم.» بث پرسید: «آیا او از آقای جونز، که او را به طرز مرموزی تسخیر کرده بود، نامی برد؟» ماد توضیح داد.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















