امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت آرایشگاه زنانه خوب در طرشت را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با آرایشگاه زنانه خوب در طرشت را برای شما فراهم کنیم.
12 دسامبر 2025
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت گفت: «من زیاد اهل مطالعه نیستم، اما خواهری دارم که برایم تراکت و از این قبیل چیزها میفرستد.» دوباره به سراغ برگ مگسخوار رفت. «این اسم توئه؟» «بله.» «آلیس منسفیلد» را خواند؛ «چه اسم قشنگی! «نیویورک سیتی»! اینجا برای من تقریباً آن طرف دنیاست.» با نگاهی دقیق به آدرس نگاه کرد. «میخواهم این کتاب را بخرم. چقدر برایش میگیری؟» او پاسخ داد: «من آن را با سلاح شما عوض میکنم.» با دقت به او نگاه کرد. «منظورت یه چیزیه. فکر کنم باید ازت پیروی کنم. نه، نمیتونم این کار رو بکنم – نه الان. اگه از خط قرمز رد بشم، خلع سلاح میشم، اما تو این کشور آدم باید محافظت بشه.
سالن زیبایی : رنگ مو من این کتاب رو میخوام!» «برای برگ مگسخوار؟» او در جواب لبخند زد. «درست حدس زدی.» او مکثی کرد. «اگر قول بدهی کتاب را بخوانی، آن را به تو میدهم.» جلدها را به هم کوبید و کتاب را در جیبش گذاشت. «مال من است! حتی اگر یک عمر طول بکشد، تک تک کلماتش را میخوانم، و این هم دست من روی آن.» دستش را به او داد و در این فشردن، چیزی از انگشتان چنگزنندهی او به او رسید که او را هوشیار کرد. دستش را با عجله پس کشید و گفت: «اگر آن کتاب را بخوانی – و در موردش فکر کنی – تمام دنیایت را تغییر خواهد داد.» او هم دیگر آن شور و شوق سابق را نداشت.
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت
«خب، من خیلی مشتاق ادامهی این نوع زندگی نیستم. اما اگر کسی قرار باشد مرا تغییر دهد، آن تو خواهی بود.» با انگشت اشارهاش هشدار داد: «هیس!» او به عقب برگشت و پس آرایشگاه زنانه از کمی سکوت، بیرون رفت تا کنار آتش منتظر بماند. پگی با لحنی سرزنشآمیز گفت: «به آرایشگاه زنانه نظر من، تو با این کوهنورد زیادی مهربان هستی؛ سالن زیبایی او دارد گستاخ میشود.» «او قصد بدی ندارد. این روش سادهلوحانهی اوست. به هر حال، ما نمیتوانیم اسیر میزبان خود باشیم.» پگی اعتراف کرد: «درسته.» شب در حالی به پایان رسید که برف همچنان میبارید، اما هوا رو به سرمای فزایندهای میرفت.
یاغی کمی بعد وارد شد و گفت: «تراشهها ریزتر شدهاند. این نشانه خوبی است. هوا دارد سردتر میشود و باد دارد تغییر میکند. قبل از طلوع آفتاب باد شدیدی میوزد و بدتر از همه اینکه هیچ راهی برای گرم کردن این کلبه نیست. امشب نمیتوانیم در را باز بگذاریم. نگرانت هستم.» این را رنگ مو به آلیس گفت. «کاش آن احمقها یک تبر به اندازه یک آدم جا گذاشته بودند!» آن دو زن فهمیدند که امشب قرار است آنها را بیش از پیش به آرایشگاه غریبه نزدیک کند. او نمیتوانست بیرون از خانه بماند و اگرچه حالا از شخصیت درماندهاش خبر داشتند، اما از او نمیترسیدند.
او جوانمردیاش را نشان داده بود. هیچکس نمیتوانست بیشتر از این به آنها توجه کند، زیرا او به درخواست پگی فوراً و بدون هیچ شوخی و مزاحی از خانه بیرون رفت و وقتی وارد شد آرایشگاه زنانه و هر دو را در رختخواب یافت، گفت: «فکر میکنم امشب نمیرسم پایین – تا قبل از صبح به همه پتوهایتان نیاز خواهید داشت.» و بلافاصله بدون اینکه اعتراض آنها را بسنجد، پتوی اضافی را روی آنها پهن کرد. آلیس در نور کم شمع به او نگاه کرد و به آرامی پرسید: «چه کار خواهی کرد؟ از سرما رنج خواهی برد!» «نگران من نباش؛ من یک مبارز قدیمی هستم.
هنوز یک پتو دارم که دور شانههایم بپیچم. در گوشهای چرت میزنم. اگر صدای حرکت من را شنیدید، نگران نباشید؛ من استخدام شدهام تا آتش را روشن نگه دارم، حتی اگر در داخل خانه فایدهای برای ما نداشته باشد.» سرما شدیدتر شد. باد شروع به غرش کرد و تودههای عظیم آرایشگاه برف، که از درختان بلند بالای کلبه کنده شده بودند، با صداهایی شبیه به صدای قدمهای نرم و آهسته، روی سقف آن میریختند. صداهای عجیب جیرجیر و ناله و خشخش به گوش آلیس میرسید و او نیمی از ترس و نیمی از شادی پناهگاه و محافظ مرد خود را پنهان کرد.
مردان حیوانات خوبی برای طبیعت وحشی بودند. بالاخره خوابش برد، و دید که شوالیهاش به دیوار تکیه داده، در پتویی به سبک سرخپوستان پیچیده شده، سرش سالن آرایش در تهران روی کتابی که به او داده بود خم شده و شمعی در دست دارد که دود میکند. وقتی او بلند شد تا آتش را روشن کند، او از خواب بیدار شد و جریان هوای سردی که به داخل خانه وزید باعث شد که او دهانش را با پتو بپوشاند. آرایشگاه مرد به سمت او برگشت. «این دفعه دیگه مطمئناً همه چی تموم شده. هوا سرده و قراره سردتر هم بشه. چطوری تحملش میکنی؟ اگه پاهات سرده میتونم یه سنگ رو داغ کنم.
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت پای آسیبدیدهات چطوره؟» نزدیکتر شد و با نگرانی به او نگاه کرد. «خیلی راحتتره، ممنون.» «از این بابت خیلی خوشحالم. کاش میتوانستم تمام درد را خودم به دوش بکشم.» او با لحنی بسیار ملایم پاسخ داد: «تو مشکلات خودت را داری.» او با همان لحن موافقت کرد: «این هم درست است. آنقدر زیاد که یک بچهی کوچکتر یا کمتر حساب نمیشود.» «به زخم من میگی کوچیک؟» «منظورم این بود که پا کوچیک بود—» او را معاینه کرد. «منظورم این نبود که رنگ مو بیاهمیت جلوهاش بدهم. مطمئناً شوخی نیست.» او اضافه کرد: «من نوشتن کتاب را شروع رنگ مو کردهام.» «نظرت در موردش چیه؟» «هنوز نمیدانم.» جواب داد و به گوشهی خودش برگشت.
در طرشت
او دوباره زیر لحافهای گرمش لم داد، پشیمان بود، اما جرات نداشت پیشنهاد دهد پتویی را که مرد قرض داده بود، پس بدهد. وقتی دوباره بیدار شد، مرد روی پاهایش ایستاده بود و بیصدا دستانش را تاب میداد. شمعش خاموش شده بود، اما نور ضعیفی در اتاق دیده میشد. پرسید: «صبح شده؟» او در حالی که مثل گربه بدنش را کش و قوس میداد، پاسخ داد: «تقریباً همینطور است.» سپیده دم با شکوه از راه رسید. خورشید با شکوه و جلالی دوردست از قلهای به قله دیگر مایل میتابید، سایههای بنفش را بر روی برف میکشید و تنه درختان بلند را گرم میکرد تا جایی که مانند طلای تراشیده میدرخشیدند.
زاغها گویی از پایان طوفان به وجد آمده بودند و جویبار کوچک با شور و شوقی استوار بر فراز سنگریزههای یخی خود آواز میخواند. سرزمینی بود که میتوانست شاعری را با حیرت و ستایش وجدآمیز پر کند – منظرهای درخشان، باشکوه و بیرحم. دنیای کوهستان، بیردپا، تقریباً بیصدا، در انتظار کیمیاگری خورشید بود. ششم صبح خیلی زود از راه رسیده بود که ناگهان هاله ای محو و دور، سکوت دره را شکست. محیط بان مثل مجسمه ایستاده بود، در حالی که پگی فریاد زد: «یکی از افراد ماست!» آلیس با چهرهای مضطرب رو به یاغی کرد. «اگر کلانتر است، اینجا پیش من بمان.
آرایشگاه زنانه خوب در طرشت آرایشگاه بگذار از طرف تو التماس کنم. میخواهم بداند که برای ما چه کار کردهای.» نگاهی که سالن آرایش در تهران به صورتش افتاد، او را از ترس سرد کرد. «اگر کلانتر باشد…» حرفش را تمام نکرد، اما او فهمید. صدای «سلام» نزدیکتر شد و چهرهی یاغی روشنتر گشت. «یکی از اعضای گروه شماست. دارد از پایین میآید.» آنها بیصبرانه منتظر ظاهر شدن تازهوارد بودند و اگرچه به نظر میرسید با هر فریاد نزدیکتر میشود، اما پیشرفتش بسیار کند بود. سرانجام مرد در کرانهی دیگر نهر ظاهر شد. سالن زیبایی او پوشیده از برف بود و مانند مردی نیمهجان از گرسنگی و خستگی تلوتلو میخورد.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















