امروز
(یکشنبه) 15 / فوریه / 2026
سالن زیبایی طراحان فا
سالن زیبایی طراحان فا | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن زیبایی طراحان فا را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن زیبایی طراحان فا را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن زیبایی طراحان فا که جونز بزرگ در کنتیننتال سهمی داشته و آن را به پسرش به ارث گذاشته باشد. اما آیا این احتمال وجود دارد؟ به یاد داشته باشید، او یک جزیرهنشین و گوشهگیر بود.» بث گفت: «به احتمال زیاد، پدر آجو ثروت هنگفتی برایش به ارث گذاشته که پسر آن را در سهام کانتیننتال سرمایهگذاری کرده است.» عمه جین با لحنی متفکرانه اظهار داشت: «به من گفته شده که سهام شرکت کانتیننتال را به هیچ قیمتی نمیتوان خرید. سود سهام آن چنان هنگفت است که هیچ مالکی حاضر نیست آن را بفروشد.» آرتور اعلام کرد: «کل ماجرا بهشدت گیجکننده است. پسر داستانی تعریف میکند که در ابتدا رک و راست به نظر میرسد، اما میتوان گفت که حرفهایش با هم جور در نمیآیند.» بث گفت: «فکر میکنم او چیزی را پنهان میکند؛ چیزی که تمام تناقضهای داستانش را توضیح میدهد.
سالن زیبایی : عمو جان، اشتباه کردی که نگذاشتی حرف بزند، در حالی که خودش میخواست همه چیز را برایت تعریف کند.» پاسخ این بود: «چیزی در رفتارش بود که باعث میشد از اینکه مجبورش کنم به من اعتماد کند، منزجر شوم.» لوئیز شانهای بالا انداخت و گفت: «یه چیزی تو رفتارش بود که باعث میشد فکر کنم میخواد یه داستانی سرهم کنه که کنجکاوی ما رو ارضا کنه.» عمو جان به دایرهی چهرهها نگاه کرد. گفت: «امیدوارم که صداقت آن جوان را زیر سوال نمیبری؟» پتسی با قاطعیت گفت: «اصلاً، حتی یک لحظه هم این را نمیفهمم! شاید سابقهی عجیب و غریبی داشته باشد، و شاید همهاش را به ما نگفته باشد، اما آجو صادق است.
سالن زیبایی طراحان فا
من او را ضمانت میکنم!» عمو جان گفت: «من هم همینطور، عزیزم.» آرتور رک و پوست کنده گفت: «در حال حاضر، این بیشتر از آن چیزی است که از دست من بر میآید. به نظر من پیشنهاد نامعقول او صرفاً یک بلوف است. اگر آن را بپذیرید، متوجه خواهید شد که او قادر به انجام وظیفه خود نیست.» ماد پرسید: «پس هدفش چیست؟» «هنوز نمیتوانم بفهمم. او ممکن است مدتی خودش را به عنوان یک میلیونر و یک دوست سخاوتمند و نیکوکار جا بزند، قبل از اینکه حقیقت کشف شود، و در این مدت میتواند هر نقشه مخفیانهای را که در سر دارد اجرا کند.
این پسر از آنچه به نظر میرسد زیرکتر است. ما، اتفاقاً جانش را نجات دادیم، و او فوراً مثل یک صدف به ما چسبید، و ما نمیتوانیم او را از خودمان دور کنیم.» پتسی گفت: «ما نمیخواهیم.» فلو با نگاهی شیطنتآمیز به خواهرش پیشنهاد داد: «توضیح من این است که او عاشق یکی از ما دخترها شده است. نمیدانم آن دختر من هستم یا نه؟» لوئیز گفت: «به احتمال زیاد، او کشف کرده است که عمو جان مرد بسیار ثروتمندی است.» آن آقا که آشکارا از کنایه آزرده خاطر شده بود، فریاد زد: «مزخرف میگویی عزیزم! پسر را تکهتکه نکن.
به او فرصت بده. تا الان از ما چیزی نخواسته، بلکه همه چیز را ارائه داده است. او مرد سپاسگزاری است و مشتاق است به شما دخترها کمک کند تا نقشههای بلندپروازانهتان را عملی کنید. من او را اینطور میبینم، و فکر میکنم پیشداوری در مورد او به این شکلی که شما انجام میدهید، پوچ و بیمعنی است.» مهمانی به پایان رسید، خانوادهی استانتون و ولدون به اتاقهایشان رفتند. بث هم از جایش بلند شد. او پرسید: «میآیی بخوابی، پتسی؟» دخترعمویش پاسخ داد: «نه فقط الان. بین خودمان باشد، ما پشمهای عمو جان را بد مالیدهایم و او تا وقتی سیگار شب بخیرش را نکشد، آرام نخواهد شد.
من این گوشه کنارش مینشینم و با او همنشینی میکنم.» بنابراین مرد کوچک و خواهرزاده مورد علاقهاش با هم ماندند و او به هیچ وجه آشفته به نظر نمیرسید، در حالی که سیگارش را روشن میکرد و روی یک صندلی بزرگ مینشست و پتسی را کنار خود مینشاند تا از آن لذت ببرد. فصل چهاردهم ایزیدور لو دریو شاید سیگار نیمهخاموش شده بود که پتسی ناگهان از جا پرید و دست عمو جان را که در دست داشت، فشرد. «چی شده عزیزم؟» «مردی که بهت گفتم. اونجاست، درست اون طرف لابی. مردی با لباسها و موهای خاکستری.» «آه، بله؛ همان که سیگار روشن میکند.» «دقیقاً.» عمو جان با نگاهی متفکرانه به آن سوی لابی خیره شد.
سالن زیبایی طراحان فا چشمان غریبه بیتوجه به اطراف اتاق بزرگ چرخید و سپس با قدمهای سنجیده به سمت گوشهی آنها حرکت کرد. در مسیرش از کنار چندین صندلی و کاناپه خالی گذشت و سرانجام جلوی یک صندلی راحتی که حدود دو متر با صندلی آقای مریک فاصله داشت، ایستاد. پرسید: «ببخشید، آقا، این صندلی اشغال شده است؟» عمو جان با لحنی نه چندان مودبانه پاسخ داد: «نه،» چون عمداً مزاحم شده بود. غریبه نشست و مدتی در سکوت سیگارش را دود کرد. آنقدر به آنها نزدیک بود که پتسی از هرگونه مکالمهای خودداری کرد، چون میدانست که او حرفهایش را خواهد شنید. ناگهان مرد مستقیماً به سمت آنها برگشت و خطاب به آنها گفت.
طراحان فا
گفت: «آقای مریک، امیدوارم اگر جسارت کردم و سوالی پرسیدم، مرا ببخشید.» «خب، آقا؟» «من دیدم که امروز عصر با آقای جونز صحبت میکردید – ای. جونز، میدانی، چه کسی میگوید که اهل سنگوا است.» پیرمرد پرسید: «مگر نه؟» غریبه لبخند زد. «شاید؛ یه زمانی؛ اجازه دادن که همچین جایی وجود داشته باشه. اما آخرین سفرش از اتریش به اینجا بوده.» «واقعاً!» آقای مریک و پتسی هر دو با ناباوری به مرد خیره شده بودند. «من کاملاً از این گفته مطمئنم، آقا؛ اما هنوز نمیتوانم آن را اثبات کنم.» «آه! فکر نمیکردم.» پتسی تازه به عمویش گفته بود که چطور متوجه شده این مرد مخفیانه جونز را زیر نظر داشته و چطور وقتی به اتاقش رفته، پسر را تعقیب کرده است.
هر دو میدانستند که مصاحبهی فعلی به این اتفاق خاص مربوط میشود. بنابراین آقای مریک خشم خود را از سوالات نیشدار غریبه فرو خورد. او به خوبی متوجه شده بود که آن مرد به گوشهی آنها آمده تا آنها را آموزش دهد و هر اطلاعاتی که میتواند به دست آورد. پتسی هم این را فهمید. بنابراین، با توجه به اینکه از قبل به او هشدار داده شده بود، امیدوار بودند بدون اینکه رضایت “تشویق” آنها را به او بدهند، منظور او را بفهمند. «گمان میکنم شما از دوستان این آقای آ. جونز هستید.» این جملهی بعدی او بود. آقای مریک گفت: «ما آشنا هستیم.» «آیا او تا به حال از ماجراجوییهایش در اتریش برای شما تعریف کرده است؟» عمو جان پرسید: « شما دوست آقای جونز هستید؟» مرد با لبخند گفت: «من حتی از آشنایان او هم نیستم.
سالن زیبایی طراحان فا اما از طریق یکی از دوستانم که در خارج از کشور با او آشنا شده، به او علاقهمند شدهام. اجازه دهید خودم را معرفی کنم، آقا.» او کارتی به آنها داد که روی آن نوشته شده بود: «ایزادور لو دریو، واردکننده مروارید و سنگهای قیمتی، خیابان میدن، پلاک ۳۶، شهر نیویورک.» مرد ادامه داد: «من در خارج از کشور، تقریباً در همه کشورها، ارتباطاتی دارم و از طریق برخی از آنها است که با این جوان که نام ای. جونز را برای خود برگزیده است، آشنا شدهام. در واقع، من یک پرتره از این پسر دارم که در پاریس گرفته شده است و آن را به شما نشان خواهم داد.» او جیبش را گشت و پاکتی بیرون آورد که با دقت عکسی را از آن بیرون آورد و به عمو جان داد.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















