بهترین سالن زیبایی در مرزداران
-
سالن آرایش ماهک مرزداران
سالن آرایش ماهک مرزداران آن «الف» مرموز من را گیج میکند.» خانم مونتروز گفت: «گمان میکنم این یک اصطلاح انگلیسی است.» «اما او انگلیسی نیست؛ او آمریکایی است.» بث تصحیح کرد: «سنگوزی». عمو جان پیشنهاد داد: «شاید از اسمش خوشش نمیآید، یا از آن خجالت میکشد.» فلو گفت: «شاید «آبشالوم» باشد. ما زمانی بازیگری به نام آبشالوم را میشناختیم و او همیشه خودش را «ای. جادسون کیث» صدا میزد. او مرد باوقار و متشخصی بود و وقتی یک روز ما دخترها او را «آب» صدا زدیم، نزدیک بود از خنده منفجر شود.» ماد با لحنی جدی گفت: «آقای ورنر امروز…
-
سالن ارایش مرزداران
سالن ارایش مرزداران و نسبم آمریکایی است، هرچند در جزیرهای ناشناخته در اقیانوس آرام که پدرم حدود سی سال پیش از دولت اروگوئه خریداری کرد، به دنیا آمدم.» آرتور پرسید: «سانگوا؟» انگار از سوال تعجب کرده بود اما با لحنی جدی گفت: «بله؛ سنگوا. پدرم نوه برادرزاده جان پل جونز بود و به این نسبت بسیار افتخار میکرد؛ اما به جای ملوان بودن، او یک دانشمند بود و ترجیح داد زندگیاش را در دوران بازنشستگی از دنیا بگذراند.» آقای مریک گفت: «پس پدرت دیگه زنده نیست؟» «او یک سال پیش، در جزیره محبوبش درگذشت. مادرم چند سال قبل از او…
-
سالن زیبایی در مرزداران تهران
سالن زیبایی در مرزداران تهران شاید آنها هر دوی ما را نجات دادند، در حالی که سرعت عمل شما در رساندن او به بیمارستان عامل اصلی نجات جانش بود.» عمو جان اظهار داشت: «خب، همه چیز در دفاتر بیمارستان ثبت شده است. میدانی، من مجبور بودم تمام داستان را به عنوان یک سند رسمی تعریف کنم، و اسم همه ما آنجاست، بنابراین هیچکس نمیتواند از زیر بار مسئولیتی که به او – یا او – تعلق میگیرد، شانه خالی کند.» خانم مونتروز با لبخند گفت: «راستش را بخواهید، برای نجات یک پسر لاغر اندام واقعاً به چهار نفر از شما نیاز…