امروز
(یکشنبه) 15 / فوریه / 2026
سالن زیبایی در جردن
سالن زیبایی در جردن | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن زیبایی در جردن را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن زیبایی در جردن را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن زیبایی در جردن جنبه طنزآمیز ماجراجوییشان را دید و توانست از یادآوری ترس لحظهایاش لذت ببرد. این دو دختر ماههای زمستان را در آب و هوای دلپذیر جنوب کالیفرنیا میگذراندند و عمو و قیمشان، جان مریک، آنها را همراهی میکرد. آنها به تازگی در هتلی دنج در هالیوود، که یک روستای معمولی کالیفرنیایی است، اما در حومه شهر بزرگ لسآنجلس قرار دارد، مستقر شده بودند. خواهرزاده سوم، که بزرگتر و اکنون متاهل بود – لوئیز مریک ولدون – در مزرعهای بین لسآنجلس و سن دیگو زندگی میکرد، و این یکی از دلایلی بود که عمو جان و فرزندانش در این محله دلپذیر ساکن شده بودند.
سالن زیبایی : با مشاهدهی این سه نفر مرد کوچک ساده و از خود راضی و دو خواهرزادهی جوانش – هیچ غریبهای گمان نمیکرد که آنها چیزی جز گردشگران معمولی باشند که مصمم به فرار از زمستان سخت شرقی هستند؛ اما در نیویورک، نام جان مریک با احترام در محافل مالی مطرح میشد، جایی که میلیونها دلار ثروتش او را به چهرهای مهم تبدیل کرده بود. او عملاً از تجارت فعال بازنشسته شده بود و سرمایهگذاریهای بزرگش توسط برادر همسرش، سرگرد گرگوری دویل، که پدر خانم پتسی و تنها والد بازمانده بود، اداره میشد. تمام علاقهی فعلی آقای مریک به زندگی، معطوف به سه خواهرزادهاش بود و از آنجا که لوئیز ازدواج کرده بود و اکنون صاحب خانهای برای خود بود – از جمله یک نوزاد نسبتاً جدید اما بسیار قابل توجه – عمو جان به دو خواهرزادهی کوچکترش نزدیکتر شد و خود را کاملاً وقف رفاه آنها کرد.
سالن زیبایی در جردن
دخترها وقتی پدرخواندهی پریشان برای اولین بار آنها را پیدا کرد، ثروتمند نبودند. در واقع، هر یک از آنها با انرژی مشغول کسب درآمد یا آماده شدن برای کسب درآمد بودند. اکنون، وقتی سخاوت عمویشان آنها را ثروتمند کرده بود، تقریباً از آن روزهای پرمشغلهی فقر سابق پشیمان بودند و مجبور بودند علایق جدیدی در زندگی پیدا کنند تا خود را مشغول و راضی نگه دارند. هر سه دست و دلباز بودند، با افراد بدبخت همدردی میکردند و مشتاق کمک به کسانی بودند که به پول نیاز داشتند، همانطور که بسیاری از دختران فقیر و جوانان شایسته میتوانستند شهادت دهند.
در تمام امور خیریهشان، آقای مریک به شدت از آنها حمایت میکرد، که درآمد هنگفتش به او اجازه میداد در بسیاری از امور خیریه شرکت کند. هیچکدام از آنها تظاهر نمیکردند، زیرا آنها مردمی ساده و مهربان بودند که به خاطر لذت خالص بخشش، میبخشیدند و از هرگونه اطلاع از اعمالشان به کسی خارج از حلقهی کوچک خود دریغ میکردند. شکی نیست که جان مریک فردی عجیب و غریب بود. عموماً پذیرفته شده است که یک مرد ثروتمند ممکن است در کارهای عجیب و غریب زیادهروی کند، مشروط بر اینکه جایگاه مفیدی در جامعه داشته باشد، و ویژگیهای عجیب و غریب آقای مریک فقط باعث میشد که او برای کسانی که او را بهتر میشناختند، جالبتر باشد.
او کارهای شگفتانگیزی را به روشی کاملاً واقعی انجام میداد و بیشتر از روی انگیزه و تفکر آرام عمل میکرد؛ بنابراین جای تعجب نیست که خواهرزادههای این مرد کوچک عجیب و غریب، برخی از ویژگیهای عجیب و غریب او را پذیرفته بودند. آنها که ذاتاً زنان جوان سرزنده و پرخاشگری بودند و علاقهی مشتاقانهشان به زندگی به آنها اجازه نمیداد بیکار باشند، با تجربیات جالب بسیاری روبرو شدند. آنها تازه از یک دیدار طولانی با لوئیز در مزرعه برگشته بودند و پس از گفتگویی صمیمانه تصمیم گرفته بودند که خود را در هالیوود پنهان کنند، جایی که میتوانستند زمستانی آرام و شاد را با گشت و گذار در تپهها، قایقسواری یا شنا در اقیانوس یا رانندگی در صدها مایل از بلوارهای باشکوه این منطقه بگذرانند.
نکتهی جالب توجه این بود که انتخاب آنها برای خلوتگاه، انتخاب دهها یا بیشتر فیلمسازان سینما بود که قبل از آنها هالیوود را کشف کرده بودند و از آفتاب درخشان و فضای صاف آن در تولید فیلمهایشان که به سینماهای سراسر ایالات متحده و اروپا عرضه میشد، استفاده میکردند. مقامات با درک ارزش چنین صنعت عظیمی، اجازه دادند دوربینها در خیابانهای عمومی یا هر کجا که صحنهی مناسبی برای پسزمینهی نمایشهای تصویری وجود داشت، نصب شوند. دیدن دستههایی از کابویها و سرخپوستان که در دهکدهی زیبا میدویدند یا دیدن فیلمبردار که قبل از خانهی باشکوه یک میلیونر یا خانهی ییلاقی پوشیده از تاک یک شهروند متواضعتر مشغول فیلمبرداری بود، منظرهی غیرمعمولی نبود.
به نظر نمیرسید کسی از چنین عملی متنفر باشد، زیرا کالیفرنیاییها به اندازهی ساکنان ایالتهای شرقی، سینما را با شور و شوق تحسین میکنند، بنابراین «ماجراجویی» این دختران واقعاً یک اتفاق عادی بود. فصل دوم یک درس عینی بعدازظهر روز بعد بود که عمو جان، آقای اوتیس ورنر، آشنای معمولی خود را در دفتر هتل دستگیر کرد و مرد سینما را کشان کشان به اتاقش برد تا به خواهرزادههایش معرفی شود. او در حالی که در آپارتمانشان را باز میکرد و همراهش را به داخل راهنمایی میکرد، شروع به صحبت کرد و گفت: «عزیزان من، آقای ورنر اینجاست. او یکی از آن فیلمسازانی است که حتماً یادتان هست، و ـ و ـ» او ناگهان مکث کرد، زیرا بث با اخمی که بر چهرهی معمولاً آرام او نقش بسته بود، به آقای ورنر خیره شده بود، در حالی که پتسی با خندهی هیستریک میخندید.
سالن زیبایی در جردن که برق سرگرمی در چشمانش موج میزد، با احترام اغراقآمیزی تعظیم کرد. عمو جان گفت: «خدای من! چیزی شده؟» «چیزی شده؟» پتسی در حالی که سعی میکرد خندهی ناگهانیاش را کنترل کند، گفت: «نه؛ اشکالی ندارد عمو. فقط… این همان مدیر افتضاحی است که دیروز ما را به دردسر انداخت.» آقای ورنر گفت: «عذر میخواهم؛ من مدیر نیستم؛ من صرفاً چیزی هستم که در حرفه ما «تهیهکننده» یا «کارگردان صحنه» نامیده میشود.» پتسی با قاطعیت گفت: «خب، به هر حال شما آن مرد هستید. پس آقا، از خودتان چه میگویید؟» او در جواب گفت: «اگر آزرده خاطر شدید، متواضعانه عذرخواهی میکنم.
در جردن
شاید ناخواسته بیادب بودم که شما را به آن شکل ترساندم، اما عذر من در تسلیم شدن ما در برابر خواستههای هنرمان نهفته است. ما به ندرت در مورد چیزی که به تصاویر ما ظاهری از واقعیت میدهد، تردید میکنیم.» « آقای ورنر، شما گفتید آرت ؟» بث بود که این را پرسید و لحنش کمی پوزخند داشت. او با گرمی پاسخ داد: «این واقعاً هنر است – هنری با والاترین ویژگی. آیا در آن تردید دارید، خانم – خانم -؟» «خانم دِ گراف. انصافاً باید اعتراف کنم که عکاسی هنر است؛ اما من متوجه شدهام که سوژههای عکسهای شما اصلاً هنری نیستند.
مثلاً چنین تصویری که دیروز کشیدید، نمیتواند برای کسی ارزش چندانی داشته باشد.» «ارزش کمی دارد! خانم دِ گراف، شما من را شگفتزده میکنید.» او با هیجان گفت. «من آن تصویر از دیوار در حال سقوط را یکی از بزرگترین پیروزیهای خود میدانم – و سالهاست که مشغول عکاسی هستم. گذشته از واقعگرایی آن، ماهیت احساسی آن – که ما آن را «هیجان» مینامیم – این تصویر درس زندهای را منتقل میکند که باید برای بشریت بسیار مفید باشد.» بث حالا با کنجکاوی به او نگاه میکرد. پتسی جدی و بسیار دقیق بود. وقتی عمو جان از مهمانش خواست بنشیند، صدایش علاقهای را که به مکالمه احساس میکرد، نشان میداد.
سالن زیبایی در جردن پتسی دویل گفت: «البته ما فقط بخش کوچکی از تصویر را دیدیم. آقای ورنر، قضیه از چه قرار بود؟» او، آهسته و تأثیرگذار، گویی عاشق موضوعش بود.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















