امروز
(شنبه) 14 / فوریه / 2026
سالن آرایش چشم عسلی
سالن آرایش چشم عسلی | شروع گرفتن مشاوره 100% تخصصی صفر تا صد مو خود به واتساپ پیام دهید، لطفا میزان اهمیت سالن آرایش چشم عسلی را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با سالن آرایش چشم عسلی را برای شما فراهم کنیم.
11 دسامبر 2025
سالن آرایش چشم عسلی او در را زد، «ضربه بزن، ضربه بزن، ضربه بزن!» گرگ با صدای آرامی گفت: «کی اونجاست؟» «منم، شنل قرمزی.» گرگ گفت: «بیا تو.» شنل قرمزی گفت: «صبح بخیر، مادربزرگ.» «کره و کیک برایت دارم.» مامان آنها را توی سبد من گذاشت. {61} گرگ گفت: «سبدت را زمین بگذار و بیا اینجا، عزیزم.» شنل قرمزی به سمت تخت رفت. چهارم «آه، مادربزرگ، چه چشمهای بزرگی داری!» «چه بهتر که تو را ببینم، عزیزم.»{62} «چه گوشهای درازی داری، مادربزرگ!» «بهتره حرفاتو بشنوم، عزیزم.» «چه دستهای درازی داری، مادربزرگ!» «بهتره بغلت کنم عزیزم.» «آه، مادربزرگ، چه دندانهای بزرگی داری!» «بهتره که بخورمت عزیزم.» اما درست همان موقع چوببرها وارد شدند.
سالن زیبایی : مادربزرگ هم همراهشان بود. جنگلبانان گرگ را کشتند. سپس آنها شنل قرمزی را به خانه بردند. وقتی شنل قرمزی مادرش را دید، گفت: «ای مادر! دیگر هرگز از مسیر خارج نخواهم شد.» {63} سرود نهر آسیاب. جویبار کوچک گفت: «بچرخ!» «بچرخ! ای بچرخ! بچرخ! ای بچرخ!» جویبار کوچک گفت: «بچرخ!» همانطور که به چرخ فشار میآورد. «میدونی، من هلت میدم تا کمکت کنم بری، برای اره کردن کندهها و تختهها. میلدرد و پتی هیل ( اقتباس شده ). {64} کارخانه چوببری. زیش! زیش! زیش! کارخانه چوب بری را بشنو! اونجاست، کنار آب. ببین چرخ چگونه میچرخد و میچرخد.{65} چلپ چلوپ! چلپ چلوپ! چلپ چلوپ! صدای آب را بشنو! روی چرخ میافتد و آن را میچرخاند.
سالن آرایش چشم عسلی
چرخ آسیاب بزرگ مدام میچرخد. وزوز! وزوز! وزوز! چه کارخانهی چوببری شلوغی! تمام روز کندهها را اره میکند تا تخته بسازند. اینجا تختههایی برای ساختن خانه و انبار هست. اینجا تختههایی برای درست کردن تخت و صندلی هست. اینجا تختههایی برای درست کردن اسباببازی برای دخترها و پسرها هست. کار! کار! کار! تمام روز! اوه، ببینید کارخانه چوببری چه کارهای خوبی میتواند انجام دهد! {66} شیر و موش. روزی شیر بزرگی در جنگل خوابیده بود. موشی از روی پنجه شیر رد شد. شیر بزرگ، موش کوچک را گرفت. «ای شیر!» موش گفت. «بذار برم. خواهش میکنم بذار برم.» یه روزی من بهت کمک میکنم.
شیر گفت: «چطور میتوانی به من کمک کنی؟»{67} «تو خیلی کوچیکی که بخوای به یه شیر بزرگ کمک کنی.» اما او پنجهاش را بلند کرد و موش دوید. دوم مدتی پس از این، شیر در جنگل بود. او در یک تور گرفتار شد. او نمیتوانست بیرون بیاید. درست همان موقع موش کوچولو از آنجا رد شد. موش گفت: «آه، شیر بیچاره!» «چطور میتوانم به او کمک کنم؟» او به سمت شیر دوید و گفت: «دوست مهربان، من به تو کمک خواهم کرد.» موش با دندانهای تیزش تور را برید. شیر گفت: «متشکرم.» «میبینم که یک موش میتواند به یک شیر کمک کند.» {68} {۶۹} سه خوک کوچک.
یک خوک مادر سه خوک کوچک داشت. براونی یک خوک کثیف بود. او دوست داشت در گل و لای غلت بزند. وایتی یک خوک حریص بود. او مدام میخورد و بعد برای بیشتر گریه میکرد. بلکی خوک خوبی بود. او تمام روز شاد و سرحال بود. دوم روزی خوک مادر، سه خوک را صدا زد و گفت: «براونی! چه جور خونهای دوست داری؟» «دوست دارم خانهای گلی داشته باشم، براونی گفت: «مادر عزیزم.»{70} مادر گفت: «و تو، وایتی! چه جور خانهای برایت بسازم؟» وایتی گفت: «وای، مامان، من یه خونهی کلم خیلی بزرگ دوست دارم!» «سیاه کوچولوی عزیزم! چه جور خونهای دوست داری؟» مامان خوک گفت.
بلکی گفت: «یک خانه آجری، لطفا، مادر.» بنابراین خوک مادر خوب سه خانه ساخت. سپس سه خوک کوچک رفتند تا در آنها زندگی کنند. وقتی داشتند میرفتند، خوک مادر گفت: «اگر آقای روباه به دیدنت آمد، او را راه نده. او دوست تو نیست.» {۷۱} سوم براونی در خانه گلیاش خیلی خوشحال بود. یک روز صدای «تق، تق!» از پشت در آمد. صدای آرامی گفت: «خوک کوچولو!» خوک کوچولو! بذار بیام تو. براونی گفت: «تو کی هستی؟» صدای ملایمی گفت: «من دوست مادرت هستم.» «میخواهم خانهی قشنگت را ببینم.» براونی گفت: «اوه، نه! تو دوست نیستی. تو آقای فاکس هستی.» تو نمیتونی بیای داخل.
سپس آقای روباه سوراخی در خانه گلی ایجاد کرد. او براونی را در کیسهای گذاشت و او را به لانهاش برد. {72} چهارم روز بعد روباه پیر به خانهی وایتی رفت. وایتی کوچولوی حریص داشت کلمی را که خانهاش از آن ساخته شده بود، میخورد. صدای تق تق آمد. سپس صدای آرامی گفت: «خوک کوچولو!» خوک کوچولو! بذار بیام تو. وایتی گفت: «تو کی هستی؟» آقای فاکس گفت: «یکی از دوستان مادرت.» «یه چیز خوب برات دارم که بخوری.» «نه، نه! تو نمیتونی بیای تو.» وایتی گفت: «تو دوست نیستی.» بعد آقای روباه یه سوراخ بزرگ تو خونه کلم خورد.
سالن آرایش چشم عسلی او وایتی را در کیسهای گذاشت و او را به لانهاش برد. {74} پنجم روز بعد روباه به خانهی بلکی رفت. صدای تق تق آمد. صدای آرامی گفت: «خوک کوچولو! خوک کوچولو! بگذار بیایم تو.» بلکی گفت: «تو کی هستی؟» آقای فاکس گفت: «من دوست مادرت هستم.» بلکی گفت: «اوه، نه! تو نیستی.» «شما نمیتوانید وارد شوید.» تو وایتی و براونی رو با خودت بردی. نمیتونی منو بگیری. سپس آقای روباه سعی کرد خانه را خراب کند. اما او نتوانست وارد خانه آجری محکم بلکی شود. {75} ششم روز بعد، بلکی برای خرید یک کتری بزرگ به شهر رفت.
چشم عسلی
همین که برگشت، آقای روباه را در جنگل دید. بلکی گفت: «وای، چه کار کنم!» او تازه به بالای تپه رسیده بود. در پای تپه میتوانست خانه آجری محکمش را ببیند. بلکی داخل کتری رفت. بارها و بارها از تپه پایین غلتید. درِ خانه آجری بلکی از جا پرید. هفتم بلکی با تمام سرعتی که میتوانست به داخل خانه دوید.{76} کتری پر از آب را روی آتش گذاشت. آقای روباه وقتی کتری بزرگ و سیاه را دید که از تپه پایین میغلتد، ترسید. وقتی دید که بلکی از کتری بیرون پرید، گفت: «ای هو! الان بهت میدم.» او به سمت خانه بلکی دوید.
او در را امتحان کرد اما نتوانست وارد شود. سپس از دودکش پایین رفت. او داخل کتری آب داغ افتاد. بعد بلکی رفت تا وایتی و براونی را بیاورد. آقای فاکس آنها را به لانهاش در جنگل برده بود. بعد از آن همه آنها با هم در خانه آجری محکم بلکی زندگی کردند. {77} پسر و دیوانهها. روزی روزگاری پسر بچهی حریصی بود. او مقداری آجیل در یک کوزه دید. دستش را داخل پارچ کرد. او گفت: «من یک مشت بزرگ برمیدارم.» اما او نتوانست مشت آجیل را بیرون بیاورد. او نمیخواست آجیلها را بیندازد. بالاخره شروع به گریه کرد.
سالن آرایش چشم عسلی همون موقع مادرش اومد تو اتاق. «چرا گریه میکنی؟» زن گفت. «من نمیتوانم این مشت آجیل را از کوزه بیرون بیاورم.» مادرش گفت: «یکی از آجیلها را بردار.» «پس میتوانی دستت را بیرون بیاوری.» {78} ماه نو. مامان عزیزم، چقدر زیبا امشب ماه چه شکلی است! قبلاً هرگز اینقدر زیبا نبود. دو شاخ کوچکش خیلی تیز و خیلی روشن هستند— امیدوارم دیگه بزرگ نشه{79} اگر من آن بالا بودم، با تو و دوستانم، میبینی، من به خوبی از پسش برمیآیم؛ من در وسط مینشستم، و از دو سر آن بگیرید. اوه، چه گهوارهی درخشانی میشد! و آنجا ما میماندیم در آسمانهای زیبا، و از میان ابرهای درخشان پرسه میزدیم.
ترانه گفت:
۷۷۷***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
کیمیا گفت:
۸۲۳***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۲۳:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خدمات لاین مو در سالن زیبایی روح یک بانو شامل پروتئين تراپى مو و بوتاكس مو هم میباشد. در خصوص بررسی جنس مو لطفا از مو های خود عکس بگیرید و برای بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی کنند.
شیرین گفت:
۷۸۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
هستی گفت:
۴۴۵***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۲۳:۵۷
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۱
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آیدا گفت:
۹۰۶***۰۹۳۸-۵
در ساعت ۱۷:۵۹
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۶
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
الهه گفت:
۶۱۲***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۱۵:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۷
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، نیاز هست جنس موها بررسی شود. در خصوص بررسی جنس مو لطفا به بخش پشتیبانی و مشاوره در واتساپ پیام دهید.
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
پاسخ سالن زیبایی روح یک بانو : عزیز، خوشحالیم که شما هم مانند دیگر عزیزان از بابت دریافت خدمات در سالن زیبایی روح یک بانو رضایت کامل دارید.
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
پرنیان گفت:
۹۹۴***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
حانیه گفت:
۴۲۸***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۸:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
گودرزی گفت:
۳۱۷***۰۹۱۹-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
سارا گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هستی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
بهار گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو پونک
فرگل گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
آیناز گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
نازنین گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
هدیه گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
مارال گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نگین گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
آتوسا گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سلمانی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
یعقوبی گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
شبنم گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
رویا گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
رضایی گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
باران گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
توفیقی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
بهار گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
پرنیا گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
رها گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
پانیذ گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
نیکی گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
پریا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
پرستو گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
تامیلا گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
دریا گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
درسا گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلوفر گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
مبینا گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
رهنما گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
ترنیان گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
مری گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
طاهربیگی گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
نیلی گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
گل گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
حیدری گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
درسا گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
پارسایی گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
فریده گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
جعفرپور گفت:
۹۶۶***۰۹۳۷-۰
در ساعت ۱۹:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
دلارام گفت:
۳۳۵***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۰:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۲۰
میری گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
مینا حسن زاده گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
نیلوفر گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
روشنک گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
کیمیا گفت:
۶۶۲***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۲۱:۲۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
جمشیدی گفت:
۲۰۸***۰۹۹۱-۴
در ساعت ۱۰:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۴
نازی گفت:
۳۳۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۱۲:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۶
مری گفت:
۷۴۷***۰۹۱۴-۴
در ساعت ۸:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهرک غرب
دل آرا گفت:
۶۳۹***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۲۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
مینا گفت:
۸۴۳***۰۹۱۲-۰
در ساعت ۵:۲۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۸
رزا گفت:
۰۰۶***۰۹۳۷-۷
در ساعت ۸:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
سارا گفت:
۶۹۶***۰۹۹۲-۳
در ساعت ۱۲:۵۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۱۱
رها گفت:
۲۹۴***۰۹۱۸-۶
در ساعت ۱۶:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۷
جواهریان گفت:
۶۱۱***۰۹۱۱-۱
در ساعت ۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۰
ساناز گفت:
۲۲۰***۰۹۹۰-۲
در ساعت ۱۷:۵۵
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۰۶
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شمیم گفت:
۴۱۴***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۲:۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
شایلی گفت:
۰۳۰***۰۹۳۳-۹
در ساعت ۱۴:۱۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو ولنجک
عسل گفت:
۱۳۶***۰۹۹۱-۶
در ساعت ۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۷/۲۳
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
نیلی گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۴
در ساعت ۱۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۹
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
غزل گفت:
۲۳۱***۰۹۱۴-۸
در ساعت ۱:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۶/۰۱
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
هانیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۰-۴
در ساعت ۱۵:۴۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۸
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو شهران
نیکزاد گفت:
۸۲۱***۰۹۳۹-۸
در ساعت ۱:۱۷
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد
رژین گفت:
۹۴۵***۰۹۳۹-۰
در ساعت ۲۰:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۰۶
کاترین گفت:
۷۱۰***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۲:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱
کیانلو گفت:
۲۹۴***۰۹۱۳-۲
در ساعت ۱۴:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۰۸
کیمیا گفت:
۹۹۲***۰۹۳۷-۴
در ساعت ۶:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۱/۱۰
گندم گفت:
۶۲۲***۰۹۰۵-۳
در ساعت ۱۲:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۰
ویدا گفت:
۴۰۸***۰۹۱۱-۵
در ساعت ۱۱:۶
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۲
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو زعفرانیه
خاطره گفت:
۳۰۵***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۳:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شعبه: سالن زیبایی روح یک بانو سعادت آباد















